خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

596

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

تمثيلى كه خطيب به كار مىبرد بايد به‌گونه‌اى باشد كه حكم در كلّى ، مقرر و ثابت بوده و جزئى به عنوان مثال آن باشد . در بعضى مواضع يا برحسب بعضى اصطلاحات ممكن است ، تمثيل داراى اعتبار نباشد ، مثلا فقهاى شيعه در دلايل فقهى براى تمثيل اعتبارى قائل نيستند . « وضع » عبارت از هر مقدمه‌اى است كه بالفعل يا بالقوه شأنيت جزء تثبيت واقع شدن را داشته باشد . قوانينى كه از مقدمات استخراج كرده و به تدريج از نتيجه‌اى به نتيجهء ديگر منتقل مىشوند ، و اين انتقال تا رسيدن به مطلوب ادامه دارد ، « انواع » ناميده مىشوند . مثلا نقل حكمى از ضد به ضد ديگر ، نوع است ، و از آن‌جا مقدماتى استخراج كرده و به اين مطلوب مىرسند كه - فرضا - اگر زيد دشمن است ، مستحق اسائه و سوء ادب مخاطب است . و اگر عمرو درست است ، مستحق احسان مخاطب مىباشد . موادى كه در تثبيتات به كار مىروند عبارت‌اند از : محمودات ، مقبولات و مظنونات . محمودات دو صنف هستند : عام و خاص . محمودات عام يا حقيقى بوده و يا غيرحقيقى . محمودات حقيقى همان محموداتى هستند كه در جدل از آن‌ها نام برديم . اما محمودات غيرحقيقى ، امورى هستند كه براى مشاوره يا دلگرمى بيان شده و محمود مىنمايند و آن يا برحسب رأى جمهور مردم بوده و يا برحسب رأى قومى غيرمحمود است ، اما اين قضايا مفيد اقناع‌اند و علت اين امر آن است كه به يكى از اسباب ، مشابه محمود حقيقى هستند برخى از اين اسباب عبارت‌اند از : اشتراك در اسم ، يا اهمال قيدى پنهان و يا وجهى ديگر از وجوه مشابهت . اما به‌طور كلى ، قضاياى غيرمحموده ، مشتمل بر مغالطه‌اى پنهان بوده و با تأمل و دقت مىتوان خلل موجود در آن را يافت . بنابراين در حقيقت ، اين‌گونه قضايا مشهور نيستند و حكمى كه در آغاز امر به پسنديده بودن آن قضيه مىشود ، حكمى حتمى و واجب بوده بلكه به منظور فريب نفس است . در حالى كه محمودات حقيقى اين‌گونه نيستند و در پسنديده بودن آن‌ها اشتباهى وجود ندارد ، گرچه ممكن است در صدق آن محمود حقيقى ، اشتباهى باشد . نسبت محمودات حقيقى با محمود ظاهرى ، مانند نسبت اوليات با محمود حقيقى است . برحسب اغلب موارد ، محمودات حقيقى نيز به حكم ظاهر محمود هستند ، اما اين‌گونه نيست كه برحسب اغلب محمودات ظاهرى هم محمود حقيقى باشند . بنابراين